تبليغاتX
نشریه هفت قفل شماره چهارم

نشریه هفت قفل شماره چهارم

(حيات فعلي)

سرمقاله (حديث جستجوي حقيقت)

  سيد مجيد امامي

1- در سالهاي اخير، همراه با خيزش توجهات و نگاه‌ها به موعود اولين و آخرين، موجي از خودآگاهي و كنش براي دستيابي به حلقة مفقودة حقيقت، در ذهن جوامع ديني و اسلامي، آغاز شده است. اين‌ بي‌شك از علايم حتميه آخرالزمان و نقطة عطفي در تاريخ مبارزات حق و باطل است.»ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و الله ذوالفضل العظيم«جمعه/4

2-تمدن غربي در آغاز مسير نوين خود، در اتوپي پردازي فلاسفه‌اش، به مدينه اي علمي نظر داشت ؛ في المثل اگر فرانسيس بيكن در »آتلانتيس نو« علم را مدار عالم فردا و خانه دانشمندان را مركز رهبري جهان آينده يافته است و اساساً‌ نظرش اين بوده كه جامعه جديد با علم قوام مي يابد، (پس اكنون حتماً بيش از چهارصد سال است كه جامعه علمي قوام يافته!) سوداي علم، هواي غالب قرن 17و 18 اروپاست و نتيجه عدم وصول به اجماع در باب منتج شدن شدن يا نشدن آن همه آرزو ، امروز افسوس و پريشاني جدي غرب است. بيماري فكر غربي، پيمان بر انقطاع و جدا افتادن از »تفكر وجودي توحيدي« است. وچنين حرماني، هيچ متفكري را به معناي قدسي و قرآني تربيت نخواهد كرد. توليد وبسط علم، مسبوق به حضور و ظهور متفكر است و نتيجه آنكه در چنين وضعي كمتر علم رهايي بخش و جود خواهد داشت، ويا آن كه هر چه هست، حجابي مي شود در مقابل تفكر و حيات وجوي و توحيدي.

به سعي خود نتوان برد  پي به گو هر مقصود

                        محال باشد كاين كار بي حواله برآيد

3- فكر نمي كنم اميرالمؤمنين علي(ع) قصد تعارف و يا - نعوذ بالله- هزل و هجو گويي داشته وقتي كه به محرم اسرارش »كميل« مي فرمود:»يا كميل بن زياد، معرفه العلم ديَن يُدان به، به تكسب الانسان الطاعه في حياته، و جميل الا حدوثه بعد وفاته، والعلم حاكم و المال محكوم عليه« مولا مي فرمايد بدست آوردن شناخت و علم، دِيني است كه بايد آن را پذيرفت و آن را شرط طاعت و بندگي خدا در طول حيات و نيكنامي پس از آن مي دانند. علم را حاكم و مال را محكوم مي شمارند، به راستي چه مقام و مرتبتي بالاتر از اين براي علم سراغ داريد؟ اين چه گوهري است كه شرط بندگي است و مگر نه اينكه»و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون«. همبن قدر مي دانم والا مرتبه است كه حضرت در باب بدست آرندگان و دست يافتگان به آن مي گويند:»والعلما باقون ما بقي الدهر اعيانهم مفقوده و أمثالهم في القلوب موجوده« (بدنهاي جسماني آنان از ميان رفته اما تجليات آنان در دل ها باقي است)، سپس به سينه مباركش اشاره كرد و فرمود:» لعلماً جماً« ولي افسوس، كه اگر كسي براي فراگيري آن مي يافتم.....

4- اكنون كه پس از سالها غفلت راه را  به مدد انفاس قدسي حضرت روح الله و فدائيان مكتبش، بازشناخته ايم، خمودي و كسالت، تغافل و تجاهل، انفعال و انحراف، گناهي سخت نا بخشودني است. اگركه »اين انقلاب بايد بماند و برنامه تاريخي و جهاني خودش را به بار نشاند«1 و بايستي عليرغم ميل خودمان! »كليد جنبش نرم‌افزار علمي و ديني در كليه علوم و معارف دانشگاهي و حوزوي زده شود«2، »بايد توليد نظريه و فكر تبديل به يك ارزش عمومي در حوزه و دانشگاه شود و در قلمروهاي گوناگون عقل نظري و عملي، از نظريه سازان تقدير به عمل آيد« در غير اين صورت،» هيچ فكري توليد و حرف تازه‌اي گفته نمي شود، عده‌اي  مدام خود را تكرار مي كنند و عده‌اي ديگر تنها غرب را ترجمه مي كنند و جامعه و حكومت نيز كه تابع نخبگان خويش‌اند، دچار انفعال و عقب گرد مي شوند.«4

5- حال كه به سراب پس‌روي خود پي برده‌ايم، بايستي منصفانه و آگاهانه به گلستان پيش نگاه كنيم واين سنت هميشگي الهي است كه »و من يكفر بالطاغوت و يؤمن بالله...« ما نيامده بوديم كه هضم شويم و جويده- و در بهترين حالت متصور ، مترجم عمال غرب- آمديم كه بمانيم و بسازيم و الگو شويم و همگان را نيز به نداي حق بيدار سازيم. و اين درسي است كه از حضرت روح الله بر سينه تاريخ نگاشته شده. قرار گرفتن در صف مقدم تمدن سازي بايد نصب‌العين مسلمان موحد آخر‌الزمان باشد كه اين امر ميسر نيست جز با اراده و جرأت در شناخت و نقد تمدن امروزين جهان و جامعه ما.

ا1،2،3،4 رهبر معظم انقلاب در پاسخ به نامه جمعي از طلاب

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:19  توسط شورای سردبیری  | 

فرآيند تمدن سازي و نقد موقعيت کنوني ما(بخش دوم)

محسن لبخندق

در اين ميان ما مدعيان نوسازي اسلامي، چه وظيفه‌اي داريم؟ ما نيز بايد فرآيند مشابهي را طي كنيم تا به نقطه‌ي آرماني برسيم. توليدات فكري و نرم‌افزاري بايد بر اساس مباني اعتقادي و ايدئولوژيك به چندين برابر حال حاضر برسد. قرآن و سنّت دو سرچشمه‌اي هستند كه بايد تمام توليدات فكري و نرم‌افزاري از آنها منبع بگيرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:19  توسط شورای سردبیری  | 

يك كلمه: بياييد مردمي باشيد/ مصاحبه با دکتر فياض

مصاحبه از: سعيد خورشيدي، محمدجوادميري

آقاي فياض، چرا مردم اين بار در شهرهاي بزرگ حضوركمرنگي داشتند؟

دوره اول كه شلوغ شد، تجربه جديدي بود كه مردم احساس مي كردند نسبت به قبل كه شوراها نبود چيز بهتري است. يك مغازه هم كه كسي مي زند اولش شلوغ است، بعدش بستگي دارد به عملكردش. در انتخابات قبل مشاهيري نامزد شدند ولي اين بار همه نوچه ها آمده بودند. از گروههايي كه بعد از دوم خرداد به وجود آمدند گنده هايشان نيامدند و اين نشان مي داد كه به انتخابات اهميت نداده اندو مي خواستند برخي آدم ها را بكارند در شورا و خودشان بروند بالاتر .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:18  توسط شورای سردبیری  | 

جمهوري پسرخاله‌ها؛ نظريه اي جديد در باب حکومت!

ابوالقاسم خدادادي

 

در انديشه‌هاي سياسي، انواع مختلفي از تئوريهاي حكومت مطرح مي شود: چون اريستوكراسي، سوسياليسم، دموكراسي، و ... .و هر كدام سعي در نقد ديگري داشته اند. ولي ظاهراً به مغز هيچ دانشمندي، تئوري »حكومت پسرخاله‌ها« نرسيده است. افسوس بر اين دانشمندان ، كه از چه سيستمي غفلت كرده و باز بيشتر افسوس كه چشم خود را باز نمي كنند تا كاركردهاي فوق العاده آن را در بعضي جاها ببيند. ما هم از اين غفلتشان استفاده كرده و پا در كفش دانشمندان سياسي- اجتماعي مي كنيم و تا حدي كه بتوان گفت به معرفي آن    مي پردازيم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:17  توسط شورای سردبیری  | 

ضرورت بازخواني انديشه و آرمانهاي امام (ره)

مهدي کاوندي

انقلاب شد، انقلابي كه تصور آن براي هيچ كس به آساني مسير نبود. نمونه اي تام از قيام اسلام ناب در برابر ظلم و بي داد، جهل و ظلمت، عصيان و انحراف و ريا و تزوير اسلام نماهاي دجال صفت، انقلابي به نفع حقيقت و به دنبال نور، در جهاني كه با ظلمت پوشيده شده بود. انقلابي كه انفجار نور بود تا نور را در سراسر عالم بتاباند و حق را از باطل تمييز دهد. اما افسوس ! چه شد كه ناگاه عظمت قياممان را فراموش كرديم و آرمانهاي آن را از ياد برديم و آنها را لقلقة زبانمان قرار داديم؟!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:15  توسط شورای سردبیری  | 

تو مثل خودت هستي؛ تقديم به شهيد محمدعلي بردبار و آوازهاي چوپاني اش

   محمدعلي مودب

سقراط نيستي

 كه شوكران نوشيده باشي در محاصرة آتنيان معذب

امير كبير نيستي كه دست شسته باشي از زندگي  

وقتي كه مي لرزد دستان قاتل با آب خونين حوض فين

و ناصرالدين شاه سبيلش را مي جود در خواب          

حلاج نيستي كه »اناالحق« گفته باشي بر سر دار  

 نه شمسي نه عين القضاتي

تو مثل خودت هستي محمد علي  

....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:14  توسط شورای سردبیری  | 

وحسين باز هم تنها ماند...

حسن رحيم پور

 

واقعاً اصحاب پيغمبر چه مي كردند و در دوراني كه معاويه يزيد را براي خلافت معرفي مي كرد، كجا بودند؟ من اشاره مي كنم به سخنراني مهم سيد الشهدا عليه السلام در منا كه در مراسم حج در اواخر دوران معاويه ايراد كردند زماني كه تازه پچ پچ خلافت يزيد شده و هنوز كاملاً علني نشده بود.

گروهي نزديك به نهصد نفر از بزرگاني را كه به مراسم حج آمده بودند، جمع كردند. .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:13  توسط شورای سردبیری  | 

سوال از من، پاسخ از او- مصاحبه با اميرخاني

 تنظيم: اميرحسين جوانبخت

» در داستان به تنها چيزي كه قائل هستم كشش داستاني است.. اگر شما قبض آب را تا آخر بخوانيد يعني آن قدر كشش داشته كه تا پايانش خوانده ايد.«

 اين تعريف آقاي رضا امير خاني از يك داستان موفق است كه در جلسة نقد رمان »منِ او« -كه از سوي دفتر ادبيات و هنر بسيج دانشجويي برگزار شد- مطرح گرديد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:12  توسط شورای سردبیری  | 

معرفی ام نکن!

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:11  توسط شورای سردبیری  | 

به چشمهايت اعتماد كن

 مصطفي حيدري

همه قضيه از روزي شروع شد كه از طرح ولايت برگشتم. تازه داشتم از حال و هواي طرح در مي آمدم كه تلفن زنگ زد، تا رفتم گوشي را بردارم، داداش كوچيكه كار خودش را كرده بود، خورةگوشي تلفنه. داد زد،» مصطفي، از مشهد.« صداش ماشاءالله كم نشه! عينهو صداي خودمه ولي با ولوم بيشتر.

گوشي را كه گرفتم بعد از سلام و احوال پرسي....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:11  توسط شورای سردبیری  | 

از هبوط انساني تا انفجار نور-پارسانيا

تنظيم: مهدي کاوندي

به مناسبت ايام دهه فجر انقلاب اسلامي، دفتر غرب شناسي واحد پژوهش و نشر بسيج دانشجويي جلسه‌اي با عنوان»رستاخيز در هبوط« و با موضوع »بررسي ماهيت فرهنگي انقلاب اسلامي در طليعه آخر الزمان« برگزار كرد.

در اين جلسه استاد پارسانيا سخن گفتن از انقلاب اسلامي و رستاخيز آخرالزمان را متوقف به بررسي هبوط بشري دانسته و ضمن برشمردن مختصري از مباني هستي شناسي ديني(توحيد خداوند و مبدأ و مقصد بودن او براي همه هستي)، به مقايسه انسان شناسي مدرن با انسان شناسي دين ، بر مبناي آن هستي شناسي پرداختند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:10  توسط شورای سردبیری  | 

شوخی های جدی، جدی های شوخی

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:9  توسط شورای سردبیری  | 

در اين جشنواره همه چيز ممكن است

  عبدالرحمن بوذري

ايام جشنواره كه مي رسد، تب رفتن به سينما همه را مي گيرد و هم چون ككي در جان خلق الله مي افتد كه آنها را از خانه و دانشگاه و اداره بلند مي كند و به صفهاي طولاني خريد بليت مي كشاند و پس از اين همه دردسر و زحمت، به تماشاي فيلمي مي روند كه به سختي مي توان نام فيلم بر آن نهاد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:8  توسط شورای سردبیری  | 

خبر

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:7  توسط شورای سردبیری  | 

کاریکاتور

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 4:7  توسط شورای سردبیری  |